![]() |
![]() |
|
|
خط ميكشيد روي تمام سئوالها
-- تعريفها، معادلهها، احتمالها -- خطي كشيد روي تساوي عقل و عشق، خطي دگر به قاعدهها و مثالها از خود كشيد دست و به خود نيز خط كشيد؛ خطي به روي دفتر خطها و خالها خطي دگر كشيد به قانون خويشتن قانون لحظهها و زمانها و سالها خطها به هم رسيده و يك جمله ساختند: با <عشق> ممكن است تمام محالها مثل عكس رخ مهتاب... بيقرارِ تواَم و در دل تنگم گلههاست آه! بيتاب شدن عادت كم حوصلههاست مثل عكس رخ مهتاب كه افتاده در آب در دلم هستي و بينِ من و تو فاصلههاست آسمان با قفس تنگ چه فرقي دارد؟! بال، وقتي قفسِ پر زدنِ چلچلههاست، بيتو هر لحظه مرا بيم فروريختن است مثل شهري كه به روي گسل زلزلههاست باز ميپرسمت از مسئله دوري و عشق و سكوت تو جواب همه مسئلههاست ابولفضل نظری
|
|
+ نوشته شده در
بیست و ششم تیر 1387ساعت 1:11 توسط مهناز |
|
|
پس از دیدار تو همواره شادمان بودم ولی دائم در نگرانی نگران این که شاید از من نا امید شوی نگران این که دوستی مان به پایان برسد نگران اینکه شاید از بودن با من شاد نباشی نگران اینکه شاید برای تو اتفاقی بیفتد عاشق تو شده ام و شاید نگرانی فراوانی من به خاطر عشق به توست Since I met you I have been so happy Excwrt that I find My self worrying all the time Worrying that I mightDisappoint you Worrying that ourrelationship might end Worryin that you might not be happy Worrying that something might happen to you I have fallen in love with you And I guess I worry so much Because I care a bout you so much |
|
+ نوشته شده در
هفتم تیر 1387ساعت 1:9 توسط مهناز |
|
|
داره کم کم بهم ثابت می شه که بدترین و بی درمان ترین درد دنیا اینه که دلت واسه عشقت تنگ بشه و ازش دور باشی ، غم غریبیه که ندونی اشکای دلتنگیو روی شونه های کی بریزی... کاش می شد زمان و روی لحظه های با عشق بودن نگه داشت و خداحافظیو از تمام لغت نامه ها پاک کرد... یه عاشق شبای تنهایی شو با یاد زیبای عشقش و امید دیدار به صبح پیوند می زنه عشق من کاش می دونستی چقدر دلم برات تنگ شده تا زودتر دیدار دوبارتو نصیب این دل شیدا کنی شاید یه کم آروم شه
آسمان چه پر ستاره ست
|
|
+ نوشته شده در
یکم تیر 1387ساعت 2:5 توسط مهناز |
|
|
برای روز میلاد تن من نمی خوام پیرهن شادی بپوشی به رسم عادت دیرینه حتی برایم جام سرمستی بنوشی برای روز میلادم اگر تو به فکر هدیه ای ارزنده هستی منو با خود ببر تا اوج خواستن بگو با من که با من زنده هستی که من بی تو نه آغازم نه پایان تویی آواز روز بودن من نذار پایان این احساس شیرین بشه بی تو غم فرسودن من نمی خوام ازگلای سرخ و آبی برایم تاج خوشبختی بیاری به ارزشهای ایثار محبت بپایم اشک خوشحالی بباری بذار از داغی دستای تنهات بگیره هرم گرما بستر من بذار با تو بسوزه جسم خسته م ببینی آتش و خاکستر من تو ای تنها نیاز زنده موندن بکش دست نوازش بر سر من به تن کن پیرهنی رنگ محبت اگه خواستی بیایی دیدن من اگه خواستی بیایی دیدن من که من بی تو نه آغازم نه پایان تویی آواز روز بودن من نذار پایان این احساس شیرین بشه بی تو غم فرسودن من بشه بی تو غم فرسودن من
امروز یعنی ۳۱ خرداد تولدم بود البته یه کم دیر تصمیم به ساختن این وبلاگ گرفتم ولی مهم اینه که ساختمش، تبریک تمام آدمای دنیا یه طرف ،تبریک عشق واسه یه عاشق زیبا ترین هدیه ست تبریک معشوق یعنی اینکه به یاد دل تبدار عاشقش بوده ممنون که به یادم بودی عشق من |
|
+ نوشته شده در
یکم تیر 1387ساعت 1:11 توسط مهناز |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
با سلام به همه ی دلای عاشق
من این وبلاگ تقدیم می کنم به همه عاشقا مخصوصا" عشق مهربون خودم با آرزوی اینکه همه ی عاشقا به عشقشون برسن |
| نوشته های پیشین |
|
هفته چهارم تیر 1387 هفته اوّل تیر 1387 |
|
RSS
|